نگارا چه شد، این همه خوبان خاک شدعصر مردی و خاطره ز دوران پاک شدبه ساغر می هم دهم، باز کمر می گیردخم ز درد خویش و دستیاران کلاک شدچو تا انگشت ارجان رو به بهبهان بودحلقه باید کرد تا نگین ارجان پلاک شدبازکنید سینه شهر کین درد شدید استهر که زاین درد بمیرد،درمان افلاک شددر این دایره گیج دنبال چه میگردیکین سهراب ز رزم میدان چالاک شدصدف دیدی؟ گر به دریا رفته باشیهمان ساحل که شنا را ز مرجان ملاک شدقلبم از علاقه جویی گفت خورزومارحرف آخر بود،قلبم همچنان صدچاک شدبه بنگاه عمر خود گر میتوانی سر بزنگر در خریدی بفروش،کین دکان املاک شددر مسیر شهر عشق باغ لیمویی زیادهر که ندارد عشق، اسیر پادگان راک شدشهر ما شهره چاقو و زنجیر بود مگرکین آریو برزن چنین پاسبان بی باک شدباغ ما انگور ده ساله دارد،ساقی کجاییکین نهالستان می خزان ساقیان تاک شدناخن از فروانی غم به صورت میزنمباشد کین اسارت همان زندان غمناک شدبیهوده گویی مرا ببخش گر نا امیدیازین بهتر راست و دروغم ز نسیان لاک شد#سعیداعظامی
برچسب:
نویسنده: حامد اسماعیلی
تاريخ: چهارشنبه
11 خرداد
1401 ساعت: 23:53